استان خوزستان

بندر هندیجان؛ نگین آبی خوزستان در آغوش خلیج فارس

تصور کنید شهری که رودخانهای خروشان آن را به دو نیمه تقسیم کرده، بوی نم دریا در کوچههایش پیچیده و تاریخ کهن در هر گوشهاش زمزمه میکند. بندر هندیجان، مرکز شهرستان هندیجان در استان خوزستان، چنین شهری است؛ جایی که رودخانه زهره با شکوه تمام از میانش میگذرد و آن را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند. این بندر زیبا در ۳۰٫۲۴ درجه شمالی و ۴۹٫۷۱ درجه شرقی قرار دارد و ارتفاعش از سطح دریا تنها ۵ متر است. با ۹۰ کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس، هندیجان روزگاری پررونق بوده، هرچند طاعون در سال ۱۲۴۷ هجری قمری زخم عمیقی بر پیکرش نشاند. اما امروز، این شهر دوباره جان گرفته و با جاذبههای تاریخی و طبیعیاش، منتظر کاوشگران و گردشگران است. ---

استان خوزستان ۳۰.۲۳۶۴، ۴۹.۷۱۲۳ صفحه شهری
سوغات شاخص
خرما، صنایع دستی از برگ درخت خرما، انواع ماهی و میگو، کالاهای وارداتی از کشورهای خلیج فارس.
بهترین فصل سفر
اواخر زمستان و اوایل بهار (اسفند و فروردین) برای دیدن طبیعت سرسبز حاشیه رودخانه و هوای مطبوع.
جاذبه اصلی
رودخانه زهره، بندر تاریخی مهرویان، شهر باستانی آسک، ساحل بندر بحرکان و جزایر دیره و بنه.

هر آنچه در هندیجان نیاز دارید

اوقات شرعی هندیجان

سه شنبه 24 شهریور

اذان صبح --:--
اذان ظهر --:--
اذان مغرب --:--
طلوع آفتاب --:--
غروب آفتاب --:--
نیمه‌شب شرعی --:--
اوقات شرعی هندیجان

اقتصاد دیجیتال

۱شرکت فعال

همه شرکت‌های هندیجان

سایت‌های هندیجان

۱۸کسب‌وکار اینترنتی

همه سایت‌های هندیجان

بانک‌های هندیجان

۱۰شعبه فعال

تاریخچه؛ از اعماق تاریخ تا امروز

آثار باستانی به دست آمده در هندیجان گواهی میدهند که هزار سال پس از میلاد مسیح، انسانهای متمدن در این دیار میزیستهاند. تپههای تاریخی متعدد و نوشتههای جغرافیدانان قرون اولیه اسلامی، مانند «ابودلف مهلهل خزرجی»، قدیمیترین اسناد مکتوب از شکوه هندیجان هستند. وجود واژگان و اصطلاحات تاریخی با ریشه در زبان هلتمتی و آیینهای نمادین، از فرهنگ غنی و پربار این سرزمین حکایت دارد.

در نزدیکی هندیجان، آثار بندر تاریخی «مهرویان» و شهر باستانی «ریواردشیر» قرار دارد. مهرویان از دوره هلتمتی تا قرن چهارم هجری، بندری تجاری و پررونق بود که کالاهایی از سرزمینهای دور و نزدیک، حتی چین، از آن عبور میکرد. در ریواردشیر نیز کشتی میساختند. این منطقه در قرون اولیه اسلامی، بزرگانی چون علی بن مهزیار اهوازی (هندیجانی) را پرورش داد.


وجه تسمیه؛ هندیجان به چه معناست؟

هندیجان در گذشته نامهای گوناگونی داشته؛ از «هندیگان» و «اندیگان» گرفته تا «هندیان» پس از ورود اسلام. ریشه همه این واژهها به «هند» بازمیگردد که در زبان سانسکریت به معنای «آب» است. وجود رودخانه هندیجان (زهره) که معنای «ایزد آب» را دارد، این نظریه را تأیید میکند. پس هندیجان یعنی «سرزمین آب». هرچند برخی به دلیل تجارت با هند یا مهاجرت هندیها، نام را به هندوستان مرتبط میدانند، اما شواهد نشان میدهد که آب، عنصر اصلی نامگذاری این دیار بوده است.

«استرابون»، جغرافیدان عهد باستان، خوزستان را یکی از حاصلخیزترین جلگههای جهان میدانست. رودخانههای فراوان، کشاورزی و آبادانی را ممکن میکردند. پیشوند «هند» یا «اند» در نامهایی مانند اندیکا، اندیمشک و هندیجان، همگی با آب و رودخانه مرتبطاند. ایرانیان باستان آب را مقدس میشمردند و آلوده کردن آن را گناهی نابخشودنی میدانستند.


جاذبههای گردشگری؛ گنجینهای از تاریخ و طبیعت

بندر هندیجان با جغرافیای تاریخی و جاذبههای گردشگری فراوان، مقصدی وسوسهانگیز است. از جمله:

  • ستونهای آجری باستانی: در اطراف هندیجان، ستونهای آجری باقی مانده از حصار شهر دیده میشوند. یکی از این ستونها در کنار رودخانه، نیمی در آب و نیمی در خاک، با قطری حدود ۵٫۴ متر، هنوز پابرجاست. این حصار به شکل نیمدایره، هندیجان را در دو سوی رودخانه محصور میکرده و پلی نیز میان آنها وجود داشته است.
  • سکههای آل بویه: در سال ۱۳۶۹، در کنار رودخانه و بالاتر از امامزاده عباس علی، سکههایی از دوران آل بویه کشف شد که هماکنون در میراث فرهنگی خوزستان نگهداری میشوند.
  • سنگنقوش بدرانی: در اعماق آب و کنارههای رودخانه، سنگهایی با نقوش باستانی دیده میشوند که رازهای ناگفتهای از تاریخ را در خود دارند.

مردمشناسی؛ رنگینکمان اقوام و گویشها

اقوام

از دیرباز، اقوام گوناگونی در هندیجان و روستاهای اطرافش زندگی میکردند. امروزه، جمعیت قابل توجهی از عرب و عجم که در جنگ تحمیلی آواره شدند، به این دیار پناه آوردهاند. همچنین، گروههایی از کولیها (هندیان یا غربتیها) از جمله کابلیها، در ماهشهر کهنه، هندیجان و جایزان ساکناند.

طایفههای مختلفی مانند بنی رشید، میران، شریفات، حشوش، نظارات عبادی، حیدری، بحرگانی، آبادی، آلبوغبیش، عساکره، اعراب شعبانی، خلیلی، افضلی، فیصلی، عبداللهی، الوانی، عبدی، شریفی، حیاتی، شعبانی، شنبدی، چاروسایی، آغاجاری، گشتیل، گاومیشان، بهمئی، خدری، گرگی، قنواتی و سادات عرب و لر، هر یک با آداب و رسوم خود، به غنای فرهنگی هندیجان افزودهاند.

زبان

گویش هندیجانی، یکی از گویشهای رایج در استان خوزستان است که اکثریت مردم شهرستان به آن صحبت میکنند. این گویش از خانواده زبانهای ایرانی نو غربی و نزدیک به گویشهای لری، ماهشهری، بختیاری، دیلمی و گناوهای است. اطلس زبانهای ایران، گویش اصلی و غالب هندیجان را لری جنوبی معرفی میکند که ریشه در زبان پهلوی (فارسی میانه) دارد. فارسی معیار نیز به عنوان زبان رسمی، روزبهروز فراگیرتر میشود.


موقعیت اقتصادی؛ از تجارت تا صید مروارید

رودخانه هندیجان (زهره) نقش حیاتی در اقتصاد منطقه دارد. این رودخانه که هشتمین رودخانه ایران با ۴۹۰ کیلومتر طول است، از رشتهکوههای زاگرس سرچشمه میگیرد و به خلیج فارس میریزد. از گذشتههای دور، این آبراه مسیر تجارت خارجی بوده و امروز نیز شناورهای با ظرفیت بیش از صد تن در آن تردد میکنند. حاشیه رودخانه برای کشاورزی حاصلخیز است و محصولاتی مانند خرما، گندم، جو، دانههای روغنی، حبوبات و صیفیجات در آن کشت میشود.

صنعت شیلات نیز از کهنترین صنایع هندیجان است. منطقه بحرکان در جنوب هندیجان، یکی از مناطق مهم صید میگوی صورتی و انواع میگوهای مرغوب خلیج فارس است. سالنهای عملآوری و بستهبندی میگو و قایقهای صیادی، بیش از نیم قرن است که در این منطقه فعالند. ماهیهای خوراکی مانند قباد، راشگو، زبیدی، شوریده، حلوا سیاه، شهری، شانک، هاوور، کوشک، سرخو، میش ماهی، هامور، سنگسر، سبیتی و دختر ناخدا نیز به وفور صید میشوند.

امروزه، شغل بسیاری از مردم هندیجان بر محور واردات کالا از کشورهای همجوار خلیج فارس است. این شهر به یک بندر تجاری تبدیل شده و بازارهایش مملو از کالاهای خانگی است. گردشگران از مناطق مختلف کشور برای خرید به هندیجان سفر میکنند.


نفت در هندیجان؛ ثروت زیرزمینی

عملیات حفاری نفت در هندیجان از سال ۱۹۶۷ میلادی آغاز شد و وجود نفت در این منطقه به اثبات رسید. تولید نفت در سالهای مختلف نوسان داشته، اما ارقام قابل توجهی ثبت شده است. در سال ۱۹۷۳، از پنج حلقه چاه، ۸ میلیون و ۳۳۵ هزار بشکه نفت استخراج شد. در رگ سفید، یکی از روستاهای هندیجان، نیز چاههای توسعهای حفر شد و تولید نفت به میلیونها بشکه رسید. در خلیج بحرکان نیز با حفر چاههای زیردریایی، نفت فراوانی کشف شده و اسکلههای متعددی برای صادرات آن ساخته شده است.


تفریحگاهها؛ بهشتی برای طبیعتدوستان

رودخانه زهره، علاوه بر نقش اقتصادی، زیباییهای طبیعی خیرهکنندهای دارد. در اواخر زمستان و اوایل بهار، حاشیه رودخانه به طول چندین کیلومتر پوشیده از گیاهان و گلهای رنگارنگ میشود و گردشگران بسیاری را جذب میکند. سواحل طولانی خلیج فارس نیز فرصتهای بینظیری برای پرورش آبزیان و توسعه تجارت فراهم میکنند. جزایر دیره و بنه، زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر، از دیگر جاذبههای گردشگری این منطقهاند.

از دیگر نقاط دیدنی هندیجان میتوان به روستای دهنو، کوههای زاگرس، ساحل زیبای بندر بحرکان، حاشیه رودخانه زهره و پارکها و باغستانهای اطراف اشاره کرد که در ماههای پایانی زمستان و ابتدای بهار، جلوهای خاص دارند.


شهر باستانی مهرویان؛ دروازهای به تاریخ

بندر تاریخی مهرویان (مهروبان، ماهرویان) در قریه امامزاده عبدالله و از توابع هندیجان قرار دارد. این بندر در زمان هخامنشیان، پارتها و اشکانیان، یکی از پررونقترین بنادر جهان بود. اوج شکوفایی آن در دوره ساسانیان بود؛ شاهپور دوم نیروی دریایی عظیمی در خلیج فارس ایجاد کرد و مهروبان به بندری بزرگ و باشکوه تبدیل شد.

دهخدا در لغتنامه خود، مهرویان را شهری بر کنار دریا توصیف میکند که موج دریا به دیوارهایش میزد. این بندر، اولین لنگرگاهی بود که کشتیها از بصره و مصب دجله به مقصد هند به آن میرسیدند. در قرن چهارم هجری، مهرویان شهری آباد با مسجدی خوب و بازارهایی پررونق بود.

ناصر خسرو قبادیانی، اندیشمند بزرگ، در سفرنامه خود از مهرویان یاد کرده است. او در روز هفدهم شوال، از بندر عبادان (آبادان) سوار بر کشتی بزرگی به نام «بوصی» شد و به سوی مهرویان روان گشت. او مهرویان را بندری بزرگ با بازارهای انباشته از کالا و کاروانسراهای مستحکم وصف کرده است.

بندر ماهرویان از نگاه ناصرخسرو

«... شهری است بزرگ بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و جامعی نیکو اما آب ایشان از باران بود و غیر از آب باران چاه و کاریز نبود که آب شیرین دهد. ایشان را حوضها و آبگیرها باشد که هرگز تنگی آب نبود، و در آن جا سه کاروانسرای بزرگ ساختهاند هر یک از آن چون حصاری است محکم و عالی...»


شهر باستانی آسک؛ آتشی بر فراز کوه

آسک، شهری قدیمی و متروکه در شمال هندیجان است. در کتاب «حدودالعالم» (اواخر قرن چهارم هجری)، آسک چنین وصف شده: «دهی است بزرگ و به بر کوه نهاده و بر سر آن کوه آتشی است که دائم همی درفشد شب و روز». این نشان میدهد که آسک در دامنه کوهی قرار داشته و آتشی فروزان بر فراز آن میسوخته است.

مرحوم سلطانعلی سلطانی مینویسد: در نزدیکی هندیجان کنونی، شهر آسک قدیم واقع بود که بسیاری از جنگهای خوارج در نزدیکی آن رخ داده است. آثار عظیم آبیاری روزگار باستان در طرفین رودخانه زهره و خیرآباد پیداست. مورخان از ایوان بلند، آتشکدهها، دفینههای باستانی، گورهای قدیمی، تابوتها و حجاریهای کتیبه مانند در آسک یاد کردهاند. کتیبههایی به خط پهلوی بر در غربی ایوان (معبد آتشکده) آسک وجود داشته است. سد آسک نیز بر رودخانه زهره زده شده و نام خود را از این شهر باستانی گرفته است.


شهر باستانی ریواردشیر؛ گهواره کشتیسازی

شهر باستانی ریواردشیر یا ریشهر نیز در حوالی هندیجان وجود داشته که رونق آن تا عصر سلجوقی ادامه یافت. در این شهر، کارگاه کشتیسازی فعال بود. در دوران باستان، در سواحل خلیج فارس گمرکخانههایی تأسیس شده بود که از کالاهای وارداتی و صادراتی، ده درصد عوارض گمرکی (باژ) میگرفتند. مرکز اخذ عوارض به «باژبان» و سپس «باجیان» معروف شد. آثاری بندری به همین نام در نزدیکی هندیجان وجود دارد. تا چندی پیش نیز آثار بنای یک پادگان ساسانیان در این منطقه دیده میشد.


رودخانه زهره-هندیجان؛ شریان حیات

رودخانه زهره-هندیجان در قسمت جنوبی زاگرس میانی واقع شده است. مساحت حوزه آبریز آن ۱۶۰۳۳ کیلومتر مربع است که بخشی کوهستانی و بخشی دشت است. این رودخانه به خلیج فارس میریزد و طول آن ۴۹۰ کیلومتر است. شهرهای اردکان فارس، پلدشت، نورآباد ممسنی، دوگنبدان، دهدشت، بهبهان، امیدیه و هندیجان در این حوزه قرار دارند. کمترین ارتفاع حوزه زهره در دشت خوزستان و در ناحیه هندیجان، همتراز سطح دریاست.


ضربالمثلهای هندیجانی

فرهنگ شفاهی هندیجان، گنجینهای از ضربالمثلها و اشعار محلی است که نسل به نسل منتقل شدهاند. این اشعار، روایتگر داستانها و باورهای مردم این دیارند.


اطلاعات تکمیلی؛ افسانهای از دل تاریخ

بختیاریها معتقدند که اسکندر مقدونی نتوانست داریوش سوم را شکست دهد. به باور آنان، اسکندر با گروهی سرباز وارد ایران شد و تا آنزان (ایذه) پیش آمد، اما توسط آریو برزن شکست خورد و به هندیون (هندیجان فعلی) عقب نشست. در آنجا نیز مغلوب هندیجانیان شد و شخصی به نام «براز» با تیر و کمان او را مجروح کرد. اسکندر سپس به عراق گریخت و در شهر اور جان سپرد.

ابیات باستانی زیر، این نبرد را توصیف میکنند:

اَنْزِیونْ وِه قُشِسِنس گِرِهْنْ اسیری
بُردِنه وِه نوکری بُرج امیری
...

(ترجمه: آنزانیها از قشون او اسیر گرفتند و برای نوکری به قلعه امیری بردند. از آنزان برای کهگیلویه رو نهاد اسکندر تا مگر از آن طرف جان بدر کند...)