نام
درباره واژه بوکان نظریههای بسیاری مطرح شده است. ولادیمیر مینورسکی به نقل از رشیدالدین فضلالله همدانی گفته که پیک امرای مغولی «مرکیت بوکان» نام داشته است. ناحیه بوکان در اصل شاید «بهی» یا «باهی» نامیده میشده که امروزه فقط به یک دهستان اطلاق میشود.
به روایتی، بوکان را ابتدا «شهر کهنه» میخواندند که در جنوب غربی فعلی قرار داشت و در اثر زلزله ویران شد. در محل فعلی که نیزار و چشمهسار بود، بوکان را بنا کردند. بوکان چشمههای آب متعددی داشت و در زبان کردی به چشمه «کانی» گفته میشود. روایت میشود شخصی که میخواهد به کانی برود، در زبان کردی میگوید: «دهچم بوکانی» و به دلیل سلیس و خوشآهنگ بودن، حرف «ی» آخر آن حذف و به «بوکان» تبدیل شده است.
لقبها و عناوین
بوکان دومین شهر مهاجرپذیر ایران بعد از کرج، امنترین شهر استان آذربایجان غربی و دارای جایگاه دوم باسوادی (۹۵٪ نرخ باسوادی) پس از ارومیه در سال ۱۳۹۵ است. به این شهر لقبهای «عروس شهرهای ایران»، «شهر فرهیختگان»، «شهر آبها و چشمهسارها»، «شهر حسن زیرک»، «شهر سردار عزیزخان مکری» و «شیراز کردها» داده شده است. در میان مردم کرد، بوکان از جایگاه فرهنگی-سیاسی بالایی برخوردار است.
تاریخ
پیشینه و بافت تاریخی بوکان به دوره قاجار بازمیگردد و با زندگی چهار شخصیت برجسته دولتی که به «خانواده سردار بوکان» معروف هستند، گره خورده است. اهمیت تاریخی این شهر بیشتر به ارتباط آن با خاندان سردار عزیزخان مکری، سپهسالار ناصرالدین شاه، برمیگردد. در گذشته، بوکان تنها یک تپه مشرف به چشمههای آب با زمینهای مرطوب و باتلاقی بود که اطراف آن را باغها فرا گرفته بودند. در سالهای نخستین سلطنت ناصرالدین شاه، این منطقه جمعیتی حدود ۶۰ نفر داشت و خانههایی گلی در آن بنا شده بود. بوکان ابتدا بهعنوان روستایی کوچک در اطراف یک قلعه شکل گرفت که محل سکونت عزیزخان مکری بود و سپس بهصورت موروثی به فرزندان و نوادگانش رسید.
از زمان شکلگیری بوکان در دوره قاجار، این منطقه همواره نقشی کلیدی در تعاملات میان دولت مرکزی ایران و عشایر منطقه ایفا کرده است. بوکان بهعنوان نقطهای استراتژیک و قابل اعتماد برای حکومتهای مرکزی شناخته میشد. عزیزخان مکری برخلاف سایر بزرگان ایل مکری که در ساوجبلاغ سکونت داشتند، در بوکان ساکن شد و بخشی از قدرت مکریها را در این منطقه قرار داد.
به گفته ولادیمیر مینورسکی، بوکان یک قصبه و مرکز اداری یک بخش و محل سکونت نسلبهنسل حاکمان مکری بود. مالکان کرد منطقه بوکان و حومه، در اداره بخش کوچکی از مناطق کردنشین ایران نقش آفرینی کردند. آنها با عناوینی همچون آجودانباشی، سرتیپ، سرهنگ، امیرتومان و تصدی مناصبی چون فرمانداری در آن دوره، دارای جایگاه و قدرت بودند. به گفته ژاک دمورگان، سیفالدینخان سردار پسر عزیزخان، کردهای این مناطق را به یکجانشینی و ساخت روستا تشویق میکرد و اهمیت بوکان را افزایش داد. در سال ۱۲۶۰ شمسی، در نزدیکی قلعه و مسجد، مکانهایی مانند حوضخانه و بازار سرپوشیده توسط سردار سیفالدین خان مکری احداث شدند.
عزیزخان مکری، سیفالدین خان مکری و محمدحسین خان مکری در فراهم کردن امکانات اولیه بوکان و شکلگیری آن نقش مهمی داشتند. آنها برای بوکان، مسجد، حمام، بازار، سیستم تأمین آب، مکتبخانه، گورستان و سد ساختند. علی خان مکری، آخرین و چهارمین سردار این شهر، در سال ۱۳۰۶ شمسی، بوکان را واگذار و از امور دولتی کنارهگیری کرد.
برپایه یک سند قدیمی مربوط به سال ۱۲۲۸ شمسی، عزیزخان مکری شش دانگ بوکان و حومه آن را به مبلغ ۱۸۵۰ تومان از معروفآقا ایلخانی (حسام لشکر) رئیس ایل دهبکری خریداری کرد. در قسمتی از این سند آمده است: «تمامی و همگی ششدانگ قریه بوکان من اعمال مراغه من آذربایجان مشتمله براراضی آبی و دیمی و مزارع و مراتع و کهوف و کهسار... به مقرب الخاقان عزیزخان مکری بابامیری آجودان باشی... به ثمن معین یک هزار و هشتصد و پنجاه تومان رایج دیوان... صورت وقوع پذیرفت.»
پس از مرگ عزیزخان مکری، سیفالدین کوچکترین فرزند او که کودکی بیش نبود، بر جایگاه پدر نشست و مادرش نیابت او را بر عهده گرفت. ژاک دو مورگان، باستانشناس و محقق فرانسوی که در سال ۱۲۶۹ شمسی در بخشهای کردنشین آذربایجان ایران حضور داشت، در سفرنامه خود درباره بوکان نوشته است.
سلیمان شاکری، مأمور امپراتوری عثمانی در اواخر دوران ناصرالدین شاه به بوکان سفر کرد. او در سفرنامهاش از بوکان بهعنوان محل اقامت «سردار ایران» یاد کرده است. در این زمان (سال ۱۲۸۰) جمعیت بوکان به ۴۰۰ نفر (۶۰ خانوار) افزایش یافته بود.
ولادیمیر فیودورویچ مینورسکی در سال ۱۲۸۹ درباره سفر خود به بوکان نوشته است.
دوره پهلوی
بوکان در دوره قاجار و پهلوی، جمعیت کمتری نسبت به مناطق همجوار داشت، اما به دلیل سکونت روسای قدرتمند و دارای نفوذ در حکومت مرکزی، نسبت به سایر روستاها و حتی شهرها، مورد توجه بیشتری بود. با آغاز حکومت رضا شاه پهلوی، به تدریج سازمانها و ادارههای دولتی مانند پست و تلگراف، دارایی، مدارس دولتی، گمرک و ژاندارمری در بوکان دایر شدند. علی خان مکری، آخرین سردار این شهر، به دلیل بدهکاری، بوکان را با روستای سردارآباد معاوضه کرد و به آنجا نقل مکان کرد. علیخان تا سال ۱۳۰۶ شمسی مالک این شهر بود.
در تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ ایران، بوکان بهعنوان بخش به مدت ۵۲ سال (تا سال ۱۳۶۸) به شهرستان مهاباد ضمیمه شد. به گفته بهمن کریمی، تعداد خانوارهای بوکان در تیرماه سال ۱۳۱۵ بالغ بر ۳۰۰ خانواده بود و ۵۰ خانوار کلیمی در این شهر زندگی میکردند. عمارت قلعه سردار در آن سال نیمهخرابه بود که از آن بهعنوان مدرسه و اداره پست استفاده میشد.
در زمان جمهوری مهاباد در بهمن سال ۱۳۲۴، پرچم حزبی این جمهوری که در قلعه سردار نصب شده بود، توسط خاندان ایلخانیزاده پایین آورده شد. در سال ۱۳۲۷ شمسی شهرداری در بوکان تأسیس شد. نخستین خیابان و میدان احداثشده در این شهر در دوره پهلوی، بهترتیب «خیابان پهلوی» و «میدان پهلوی» نام داشتند که پس از انقلاب به «خیابان انقلاب» و «میدان اسکندری» تغییر نام یافتند.
در اسفند سال ۱۳۲۸ و اوایل ۱۳۲۹، جمعیت یهودی ساکن این شهر از بوکان خارج شدند و به تهران و سپس به اسرائیل مهاجرت کردند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷
بوکان بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به مدت ۲ سال به محلی برای جولان گروهها و احزاب مختلف تبدیل شد. مردم در این ۲ سال در بدترین شرایط و مشکلات بودند. شهر بوکان در ۱۱ مهرماه سال ۱۳۶۰ پس از ۳۲ ماه اشغال و تحت کنترل احزاب و گروههای مسلح کردی، توسط یگانهای سپاه، ارتش و نیروهای مردمی آزاد شد.
بوکان در ۲۶ فروردین ماه سال ۱۳۶۷ سه بار توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد که مجموع این حملات ۱۹ نفر کشته و ۱۶۰ نفر مجروح برجای گذاشت. تاکنون بیش از ۳۷۸ نفر از مردم این شهر شهید، ۱۳۶ نفر آزاده و ۴۹۴ نفر جانباز هستند.
در اسفندماه سال ۱۳۶۸، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۱۷٬۰۰۰ نفر از بخش به شهرستان ارتقا یافت. بوکان در طی ۳۰ سال از یک بخش کردنشین به جایگاه سومین شهر کردنشین بزرگ ایران (پس از کرمانشاه و سنندج) رسید و در بسیاری از شاخصهای اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و سیاسی پیشرفت چشمگیری داشت.
وضعیت طبیعی
جغرافیا
بوکان در °۳۶ درجه و ۳۱ دقیقه عرض شمالی و °۴۶ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی و در میان دو کوه نعلشکن (نالشکینه) و کوه سیاه (بردهرش) قرار گرفته است. وسعت محدوده شهری آن به صورت طولی ۱۲ کیلومتر است. ارتفاع بوکان از سطح دریای آزاد ۱٬۳۷۰ متر است. مسافت جادهای تا ارومیه ۱۸۴ کیلومتر، تا تبریز ۲۰۴ کیلومتر، تا سردشت ۱۴۰ کیلومتر و تا بانه کمتر از ۹۰ کیلومتر است. بوکان یکی از مسطحترین شهرهای ایران است و بیشتر اراضی آن را دشتهای هموار تشکیل میدهد.
آب و هوا
آبوهوای بوکان استپی خشک با تابستانهای گرم و زمستانهای سرد است. زمستانها سرد و پرفشار بوده و معمولاً تا اواخر اسفندماه ادامه دارند. حداکثر مطلق دمای بوکان ۴۲ درجه سانتیگراد بالای صفر و حداقل مطلق ۲۷ درجه سانتیگراد زیر صفر است. روزهای یخبندان از ۸۵ تا ۱۰۰ روز و میزان بارندگی بین ۳۵۰ تا ۴۱۷ میلیمتر متغیر است.
باغها
باغهای آلبالوی امیرآباد با قدمت بیش از هشتاد سال، هر ساله تولیدکننده چندین تن انواع میوه و سبزی هستند. این باغهای سرسبز از نامدارترین باغهای بوکان و حومه به شمار میآیند. در گذشته حدود ۳۲ باغ سرسبز در شهر وجود داشت که اکنون تنها باغهای امیرآباد، باغ قاضی و باغهای کوسه (کوسته) به صورت سالم و نیمهسالم باقی ماندهاند.
سیمینهرود (تاتاهو)
رودخانه سیمینهرود در زبان کردی «تَتَهو» خوانده میشود که واژهای زرتشتی یا اوستایی است. این رودخانه از ارتفاعات مناطق منگور و دهستان ترجان سرچشمه میگیرد و پس از آبیاری این دهستان، وارد بوکان میشود و از غرب شهر عبور کرده و به دریاچه ارومیه میریزد. حواشی این رودخانه به ویژه درهها و دشتهای آن بسیار زیبا و دیدنی است.
کوههای شهر
بوکان در میان چند کوه از شرق و غرب احاطه شده است. کوه نعلشکن (نالشکینه) در شرق شهر و کوههای بَردِ زرد و کوه سیاه (بردهرش) در غرب شهر قرار گرفتهاند. آرامگاه هنرمند سرشناس کرد حسن زیرک و پارکی به همین نام در دامنه کوه نالشکینه قرار دارد. کوه سیاه نیز در غرب شهر واقع شده و به یک پارک جنگلی و تفرجگاه تبدیل شده است.
مردم
زبان، قومیت و مذهب
زبان مردم این شهر کردی سورانی یا کردی مرکزی است. لهجه رایج در بوکان، مکریانی نام دارد که لهجهای روان، خالص و فصیح است. به باور محمدامین شیخالاسلامی مکری، لهجه بوکانی برای نوشتن زبان کردی مطلوبتر است. به دلیل نزدیکی به میاندوآب، بیشتر اهالی با زبان ترکی آذربایجانی نیز آشنا هستند.
ساکنان بوکان عمدتاً سنی و شافعی مذهب هستند. اقلیتی از بهائیان و شیعیان نیز در سطح شهر ساکن هستند. از دوره قاجار و پهلوی، یهودیان در بوکان و حومه سکونت داشتند.
جمعیت
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، جمعیت بوکان تنها ۶۰ نفر (۱۲ خانوار) بود. در سال ۱۲۸۰ خورشیدی، جمعیت به ۴۰۰ نفر (۶۰ خانوار) رسید. بیشترین افزایش نسبی جمعیت در فاصله سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ رخ داد که از ۲۰٬۵۷۹ نفر به ۶۷٬۹۳۸ نفر رسید. در سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت شهر ۱۹۳٬۵۰۱ نفر اعلام شد. برآورد جمعیت در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۳۵٬۰۰۰ نفر است. بوکان سومین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی و سومین شهر بزرگ کردنشین ایران است.
فرهنگ
آداب و رسوم
آداب و رسوم کردها کاملاً مانند دیگر اقوام ایرانی برگزار میگردد. از آداب و فرهنگ منطقه بوکان میتوان به حنابندان، چهارشنبهسوری، نوروز، رقص کردی و موسیقی کردی اشاره کرد. موسیقی کردی با موسیقیهای باستانی ایران نسبت کامل دارد. هوره، شمشال و دف از قدمت بالایی برخوردارند.
پوشاک مردان و زنان کرد شامل تنپوش، سرپوش و پایافزار است. لباس زنان و مردان کردزبان جنوب آذربایجان غربی، جزو زیباترین و متینترین نمونه لباسهای بومی در میان کردها به شمار میرود.
رقص کردی بخشی از آیینهای نمایشی کردها است که بهصورت گروهی و به شکل حلقهای ناکامل اجرا میشود. رقص مردم بوکان از آرامش و یکپارچگی خاصی برخوردار است.
مشاهیر
بوکان دارای پیشینه غنی فرهنگی، تاریخی، سیاسی و معنوی است و در طول یکصد سال اخیر بهعنوان مرکز فرهنگ و ادب و هنر کردی شناخته شده و به «شیراز کردستان» معروف شده است.
مکانهای تفریحی و گردشگری
یکی از بزرگترین پارکهای استان آذربایجان غربی در قسمت غربی بوکان قرار دارد و به سه بخش تقسیم شده است: مجتمع تفریحی بردهرش، باغهای امیرآباد و حاشیه رود سیمینهرود. بوستان ساحلی با مساحت ۱۲٬۹۸۳ متر، بزرگترین پارک این شهر است.
پارک جنگلی بردهرش در غرب شهر و در نزدیکی باغهای امیرآباد واقع شده است. این تفرجگاه بزرگترین تفرجگاه و پارک جنگلی استان آذربایجان غربی به شمار میآید. کوه سیاه بهعنوان بزرگترین جاذبه طبیعی این شهر، پتانسیل تبدیل شدن به دهکدهای توریستی را دارد.
بناها
بیشتر بناهای تاریخی بوکان به دوره قاجار محدود میشوند که عبارتند از: آرامگاه حمامیان، آرامگاه سرداران مکری، قلعه سردار، مسجد محمدحسین خان (بازار)، آرامگاه شیخ احمد مکریانی، مسجد حمامیان و مسجد جامع. بوکان با ۹۴ اثر تاریخی ثبتشده در فهرست آثار ملی، یکی از شهرهای تاریخی ایران به شمار میآید.
آرامگاه تاریخی سرداران مکری با معماری سنتی، محل دفن خانواده عزیز خان مکری است و در پارک عمومی ملت شهر قرار دارد. آرامگاه حسن زیرک در دامنه کوه نالشکینه با فضای سبز و گلکاری، هر ساله پذیرای صدها نفر از دوستداران هنر و موسیقی کردی است.
قلعه سردار یا ارگ بوکان، نماد این شهر است. بخش نخست این قلعه در سال ۱۲۴۷ خورشیدی توسط عزیزخان مکری ساخته شد و مرکز حکومت خانوادهاش بود. این قلعه در دوره قاجار بهعنوان دژ نظامی و سکونتگاه مورد استفاده قرار میگرفت.
مساجد
معماری نخستین مسجد بوکان (مسجد جامع کنونی) به دوره قاجار بازمیگردد. مسجد بازار در سال ۱۲۶۲ شمسی ساخته شده و به نام سردار محمدحسینخان مکری نامگذاری شد. این شهر بیش از ۶۵ مسجد دارد.
اقتصاد
اقتصاد بوکان به حوزه صنایع خرد و بخشی به گردشگری متکی است. بازار بوکان در جایگاه دومین بازار استان آذربایجان غربی قرار دارد. این شهر با ۱۵۰ واحد صنعتی، در رتبه سوم صنعت استان قرار گرفته است. در شهرک صنعتی بوکان، ۸۳ کارگاه تولیدی فعال هستند.
کارخانه سیمان کاوان از بزرگترین کارخانههای آذربایجان غربی و شمال غرب ایران است که روزانه توانایی تولید چهار تن سیمان را دارد. ۳۲ درصد محصولات این کارخانه به خارج از ایران صادر میشود. همچنین نخستین کارخانه کارتن آکاردئونی ایران در بوکان قرار دارد.
بوکان یکی از قطبهای مهم در زمینه تولید اتاقهای کامیون در استان و ایران است و ۳۲ واحد در این بخش فعال هستند. این شهر همچنین یکی از فعالترین شهرهای آذربایجان غربی در زمینه صنعت چاپ به شمار میرود.
ترابری و حملونقل عمومی
جاده ۲۱ که از بوکان میگذرد، مراکز استانهای غرب ایران را به هم متصل میکند. بوکان مرکز ناحیه جنوب و جنوب شرقی دریاچه ارومیه و مهمترین جاده ترانزیتی غرب کشور محسوب میشود که ۱۳ استان از راههای مواصلاتی این شهرستان تردد میکنند.
سازمان اتوبوسرانی بوکان در سال ۱۳۸۱ تأسیس شده و بیش از ۴۹ دستگاه اتوبوس در سطح شهر فعال هستند. همچنین بیش از ۱٬۰۶۸ تاکسی فعال در شهر وجود دارد. شش پایانه مسافربری بینشهری فعال در بوکان وجود دارد.
ورزش
بوکان بیش از ۱۸ باشگاه ورزشی روباز و سرپوشیده دارد و ۳۸ هیئت مختلف ورزشی در آن فعال هستند. تیم فوتبال سردار بوکان در سال ۱۳۷۹ تأسیس شد و در حال حاضر در لیگ دسته دو حضور دارد. هیئت کوهنوردی بوکان از فعالترین هیئتهای ورزشی در سطح استان و ایران است. هیئت شطرنج بوکان نیز یکی از قطبهای اصلی شطرنج آذربایجان غربی و کردستان به شمار میآید.
رهآورد
قالیبافی یکی از مهمترین صادرات صنایع دستی بوکان است. هشتاد و پنج درصد فرش تولیدی این شهرستان به خارج از کشور صادر میشود. تالار مجلس فرانسه با فرش قالیبافان بوکانی به مساحت ۳۵۰ متر مربع تزیین شده است. فرش بوکان به دلیل طراحی ویژه و کیفیت بالا دارای شهرت جهانی است.