تاریخ
ریشه
درباره ریشههای شکلگیری ایل بهمئی، دو نظریه وجود دارد. برخی آن را از نژاد بختیاری و جزوی از طایفه بهداروند میدانند که در گذشته به کهگیلویه و بویراحمد کوچانده شدهاند. اما نظر اصلی تاریخپژوهان این است که ایل بهمئی در اصل از لرهای کهگیلویه و از شاخه لیراوی است. نکته جالب اینجاست که همه طایفههای ایل بهمئی، نسب اولیه خود را از بهمن درازدست، پادشاه کیانی میدانند. علاءالدین بهمنشاه، بنیانگذار خاندان بهمنی نیز خود را از نسل بهمن، فرزند اسفندیار معرفی کرده است.
در بیشتر گویشهای لری، حرف «ن» در آخر کلمه به «ه» تبدیل میشود. مثلاً «بکن» را «بکه» و «بزن» را «بزه» تلفظ میکنند. به همین دلیل واژه «بهمن» به «بهمه» و «بهمنی» به «بهمهای یا بهمئی» تبدیل شده است.
از نقاط مشترک بهمئیها با بختیاریها، رواج آیین کوچنشینی و دامداری فصلی در گذشته بوده است. از سده بیستم میلادی به بعد، روند ایلی و کوچنشینی کاهش یافت و بخشهایی از ایل به سکونت دایمی در روستاها و شهرها روی آوردند.
تاکنون کتابهای ارزشمندی درباره تاریخ و فرهنگ این مردم به چاپ رسیده است؛ از جمله:
- «مونوگرافی ایل بهمئی» نوشته نادر افشارنادری
- «مقاله ایل بهمئی» در نشریه هنر و مردم توسط علی بلوکباشی
- «سفرنامه بهمئی و لشکر کشی به طیبی» به قلم چارلز نوئل، جهانگرد انگلیسی
- «زنان ایل بهمئی» نوشته الویا رسترپو، مردمشناس کلمبیایی
جنگ کی کاووس بهمئی ۱۳۰۳
در سال ۱۳۰۳، بهمئیها به رهبری حسینخان بهمئی، از سران کمیته قیام سعادت، همراه با فیلیها، بختیاریها و عربها علیه حکومت تازه تأسیس پهلوی شورش کردند. سران این کمیته از جمله شیخ خزعل کعبی، غلامرضاخان فیلی و یوسف خان امیر مجاهد همگی در همان سال تسلیم رضا شاه شدند، اما حسین خان بهمئی تا آخرین نفس جنگید و در قلعه نادر در بهبهان، همراه با یارانش در محاصره نیروهای نظامی به شهادت رسید.
جنگ سال ستون (۱۳۱۶)
یکی از مهمترین درگیریهای ایل بهمئی با حکومتها، قیام سال ۱۳۱۶ است که به «جنگ سال ستون» معروف شده است. این قیام علیه سیاست رضاشاه برای کوچ اجباری و یکجانشینی عشایر (تخته قاپو) صورت گرفت. درگیری از سال ۱۳۱۵ شروع شد و با کشته شدن بیش از ۴۰۰ نظامی و ۲۵۰ نفر از عشایر و در نهایت شهادت خداکرمخان بهمئی معروف به خان طلا پایان یافت.
جنگ دشت شیر ۱۳۲۱
این جنگ در سال ۱۳۲۱ در منطقه دشت شیر میداوود علیه حکومت پهلوی و با مشارکت ایل بختیاری و ایل بهمئی رخ داد. رهبر نیروهای بختیاری ابوالقاسم خان بختیار و رهبر نیروهای بهمئی سردار خان بهمئی معروف به بوری خان بود.
جغرافیا
بیشترین تمرکز جمعیتی مردم بهمئی در استانهای خوزستان، فارس، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد. بیشتر جمعیت شهرستانهای بهمئی، صیدون، باغملک و رامهرمز را بهمئیها تشکیل میدهند.
فعالیت عشایر
پرورش دام
ایل بهمئی و جامعه عشایر سیار کهگیلویه و خوزستان، جامعهای مولد هستند که با کمترین توقع و امکانات، بیشترین تولید و بازدهی را دارند. پرورش دام مهمترین پیشه ایل بهمئی است که سالانه هزاران تن گوشت قرمز، انواع فراوردههای لبنی، پشم گوسفند و موی بز تولید میکند.
بهمئیها در سردسیر و گرمسیر به کشاورزی و باغداری میپردازند. محصولاتشان شامل گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی و مرکبات است. زنان در همه کارها با مردان همکاری میکنند.
تمام کارهای خانه به عهده زنان است. دختران و زنان ایل هر صبح از کوه و دشت هیزم جمع میکنند، از رودخانه یا چشمه آب میآورند و مشکهای آب را به پشت به چادر میرسانند. سپس گندم و برنج را در هاونهای سنگی به نام «سرکو» میکوبند و پوست میگیرند. نان را روی ساجهای فلزی میپزند. نان کلگ از صنایع غذایی ویژه بهمئیهاست که از بلوط تهیه میشود. بلوطها را در سرکو خرد کرده و پس از چند روز خیساندن، روی توک (تابه) برشته میکنند و همراه ماست و گوشت مصرف میکنند.
زنان از شیر انواع لبنیات شامل کره، ماست، کشک، قره قروت و سرشیر تهیه میکنند. ماست را در مشکهایی که به سهپایه چوبی متصل است میآویزند و آنقدر تکان میدهند تا کره و دوغ به دست آید.
مردم ایل از پوست گوسفند برای ساخت ظروف مختلف مثل مشک آب، خیگ روغن حیوانی، خیگ ماستینه و کیسه حبوبات استفاده میکنند. برای تهیه مشک آب، پس از تمیز کردن پوست و دوختن قسمتهای مورد نیاز، آن را در جفت یا پوست بلوط میخیسانند تا محکم شود و بوی آن گرفته شود.
طناببافی نیز در این ایل رواج دارد. برای هر نوع کاری از طناب ویژهای استفاده میشود: برای بستن دام از طناب معمولی، برای زین اسب از طناب پهن، برای گردن اسب از طناب چهارگوش و برای بستن شتر از طناب هشت لای بیضی شکل.
افراد معروف
-
خداکرم خان بهمئی (خان طلا): زاده ۱۲۷۳ در منطقه علا در شهرستان صیدون. پس از پدرش سرهنگ خان به مقام ایلخانی رسید. رهبر جنگ ستون بهمئی در سال ۱۳۱۶ علیه رضا شاه بود و پس از یک سال درگیری، در ۲۰ آذر ۱۳۱۶ در منطقه چهل پلکان به شهادت رسید.
-
حسین خان بهمئی: از سران کمیته قیام سعادت و رهبر جنگ کی کاووس بهمئی در سال ۱۳۰۳
-
سردار خان بهمئی (بوری خان): رهبر نیروهای بهمئی در جنگ دشت شیر در سال ۱۳۲۱
فرهنگ
کوچ ایل بهمئی
اگرچه در دهههای آغازین سده حاضر، گروههای بسیاری از ایل بهمئی یکجانشین شدند، اما هنوز هم بخشی از طایفهها کوچرو هستند. کوچروهای بهمئی زمستان را در دشتهای خوزستان و تابستان را در دشتهای کهگیلویه و بویراحمد به سر میبرند.
موسیقی
موسیقی مردم بهمئی شاخهای از موسیقی لری است که با سازهایی مانند سرنا، کرنا و کوس و سازهای بادی کوچکتر نواخته میشود. در مراسم عروسی، همه روستا اعم از زن و مرد، پیر و جوان جمع شده و با رقص ویژه بهمئی به شادی میپردازند. یار یار بهمئی نوعی موسیقی معروف و پرطرفدار است که به نوعی شناسنامه موسیقی ایل بهمئی محسوب میشود.
عزاداری
در فرهنگ بهمئی، هرگاه کسی از دنیا میرود، همه طایفه عضو خانواده را از دست داده و ماتمزده میشوند. مراسم عزاداری به شکل خاصی برگزار میشود و تقریباً تمام روستا و طایفه بر سر مزار شخص فوت شده جمع میشوند. یک خواننده به نام خطیر به سرودخوانی مشغول میشود.
جمعیت
طبق آمار و سرشماریهای انجام شده، جمعیت ایل بهمئی در کل کشور حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر است.
طایفهها
ایل بهمئی به دو بخش احمدی و محمدی (مهمدی) تقسیم شده است. بهمئیهای سرزمینهای سردسیر را مهمدی و بهمئیهای سرزمینهای گرمسیر را احمدی میگفتند.
احمدی شامل بیژنی و جلالی است:
- بیژنی: ۱۲ طایفه شامل بندری، بتلی، غیبی، ویسی، گهرلی، شهروئی، بالیاوی، بلواسی، تاکائیدی، شه مصیری، مشهدی مهمدی و ایسوی (یوسفی)
- جلالی: ۴ طایفه شامل باولی، کمبری، شوسنی (شاه حسینی) و شه نظری
طایفههای سادات وابسته به ایل بهمئی: ۶ طایفه شامل سادات عباسی، سادات میرسالاری، سادات رضا توفیق، سادات منگزوری، سادات بابا احمدی (شیوخ) و سادات یوسفی
تیره مهمدی: ۹ طایفه شامل نریمیسا، مهمدمیسا، علاءالدینی، کمایی، خلیلی، بناری، کلاه کج، نوروزی و عالی مهمدی
طایفه علادینی (پرجمعیتترین طایفه ایل بهمئی): شامل میراحمدی، نعمتاللهی (نمتلا)، خواجهامیری (خاجمیری)، شیخی، محمدی و قنبری